چرا خودروی برقی به درد ایران نمی‌خورد؟
منتشر شده در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۲۶
خودروی برقی در ایران

خودروی برقی در بسیاری از کشورهای جهان یک راه‌حل منطقی برای کاهش مصرف سوخت و آلایندگی است، اما در ایران مشکل اصلی فقط خودرو نیست؛ زیرساخت برق، قیمت، شارژ، خدمات پس از فروش، تحریم و الگوی مصرف انرژی، معادله را کاملاً متفاوت می‌کند.

اگر بخواهیم درباره آینده خودروهای برقی در ایران منصفانه قضاوت کنیم، نخست باید یک تصور اشتباه را کنار بگذاریم: خودروی برقی محصول نامناسبی نیست؛ مسئله این است که ایران هنوز محیط مناسبی برای استفاده گسترده از آن فراهم نکرده است.

در اروپا، چین و بخش‌هایی از آمریکای شمالی، خودروهای برقی درون یک اکوسیستم بزرگ‌تر فعالیت می‌کنند؛ شبکه شارژ عمومی گسترده است، برق پایدارتر در دسترس قرار دارد، بازار دست‌دوم شکل مشخصی پیدا کرده و شرکت سازنده برای قطعات، نرم‌افزار و باتری برنامه بلندمدت دارد.

حتی در مقیاس جهانی نیز توسعه خودروهای برقی بدون زیرساخت امکان‌پذیر نیست. آژانس بین‌المللی انرژی می‌گوید تعداد شارژرهای عمومی جهان در پایان سال ۲۰۲۴ از مرز ۵ میلیون دستگاه عبور کرد و تنها طی همان سال بیش از ۱.۳ میلیون شارژر عمومی به شبکه اضافه شد. این اعداد نشان می‌دهند خودرو برقی صرفاً با واردات خودرو وارد مرحله بلوغ نمی‌شود؛ پشت هر خودرو، یک شبکه انرژی و خدمات قرار دارد.

ایران در نقطه‌ای متفاوت ایستاده است. کشور هم‌زمان با رشد مصرف برق، مشکلات سرمایه‌گذاری در صنعت انرژی، محدودیت واردات فناوری و فشار بر شبکه سوخت روبه‌رو است. بنابراین سؤال درست این نیست که «آیا خودرو برقی خوب است؟»؛ سؤال واقعی این است:

آیا ایران در شرایط فعلی می‌تواند میلیون‌ها خودروی برقی را بدون انتقال مشکل از پمپ بنزین به شبکه برق مدیریت کند؟

پاسخ فعلی، دست‌کم برای استفاده گسترده و عمومی، چندان امیدوارکننده نیست.

ناترازی برق؛ بزرگ‌ترین تناقض پروژه خودروهای برقی

مهم‌ترین استدلال مخالفان توسعه خودروهای برقی در ایران معمولاً قیمت یا باتری نیست؛ برق است.

در تابستان ۱۴۰۴، تقاضای اوج برق ایران در یکی از مقاطع به حدود ۶۹.۴ گیگاوات رسید. حتی در شرایطی که سیاست‌های مدیریت مصرف توانستند رقم اوج تقاضا را نسبت به مقطع مشابه سال قبل پایین بیاورند، ابعاد مصرف شبکه همچنان بسیار بزرگ بود.

در یک گزارش دیگر، اوج تقاضای برق در اول ماه مه ۲۰۲۵ به حدود ۵۸.۷ گیگاوات رسید که نسبت به همان روز در سال قبل حدود ۱۷.۸۵ درصد افزایش داشت.

این ارقام یک نکته مهم دارند: شبکه برق ایران همین حالا نیز در ساعات اوج مصرف تحت فشار است.

حالا فرض کنیم یک خودروی برقی متوسط برای هر ۱۰۰ کیلومتر حدود ۱۵ تا ۲۰ کیلووات‌ساعت انرژی مصرف کند. اگر یک میلیون خودروی برقی سالانه به‌طور متوسط ۱۵ هزار کیلومتر حرکت کنند، نیاز انرژی آن‌ها حدود ۲.۲۵ تا ۳ تراوات‌ساعت در سال خواهد بود.

این عدد در مقیاس کل تولید برق کشور فاجعه‌آمیز نیست. مشکل دقیقاً همین‌جاست؛ منتقدان گاهی اثر خودروهای برقی را بیش از حد بزرگ جلوه می‌دهند. یک میلیون خودرو به‌تنهایی شبکه را فرو نمی‌پاشد.

اما اگر تعداد خودروهای برقی به ۱۰ میلیون دستگاه برسد، همین محاسبه به حدود ۲۲.۵ تا ۳۰ تراوات‌ساعت در سال می‌رسد. تازه این فقط انرژی مصرفی خودرو است و مسئله مهم‌تر، زمان شارژ است.

اگر میلیون‌ها مالک خودرو پس از بازگشت از محل کار، هم‌زمان خودرو را به برق متصل کنند، فشار اصلی به شبکه در ساعات خاصی وارد می‌شود. بنابراین مسئله خودرو برقی فقط «چند کیلووات‌ساعت برق در سال» نیست؛ مسئله مدیریت بار شبکه است.

آژانس بین‌المللی انرژی نیز بر همین موضوع تأکید دارد و توسعه شارژ هوشمند، مدیریت بار و فناوری‌هایی مانند Vehicle-to-Grid را برای افزایش سهم خودروهای برقی ضروری می‌داند.

ایران ابتدا به برق بیشتر نیاز دارد، بعد خودروی برقی بیشتر

یک تناقض جالب در سیاست‌گذاری انرژی ایران وجود دارد.

کشور می‌خواهد مصرف بنزین را کاهش دهد و بخشی از حمل‌ونقل را برقی کند، اما هم‌زمان شبکه برق با رشد مصرف، محدودیت ظرفیت و مشکلات سرمایه‌گذاری مواجه است.

برقی‌سازی حمل‌ونقل در اصل به معنای حذف انرژی نیست؛ منبع انرژی از سوخت مایع به برق منتقل می‌شود.

البته این انتقال می‌تواند از نظر بازده انرژی بسیار مفید باشد. موتور الکتریکی بازده بسیار بالاتری از موتور احتراق داخلی دارد و خودرو برقی در استفاده شهری انرژی کمتری تلف می‌کند. بنابراین اصل برقی‌سازی از نظر مهندسی کاملاً قابل دفاع است.

اما اگر برق مورد نیاز خودرو با نیروگاهی تولید شود که سوخت فسیلی مصرف می‌کند، مزیت زیست‌محیطی نسبت به حالتی که برق از منابع کم‌کربن تأمین می‌شود، کاهش می‌یابد.

طبق داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی‌های تجدیدپذیر، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر در جهان با سرعت زیادی ادامه دارد؛ ظرفیت تجدیدپذیر جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۹۲ گیگاوات افزایش یافت و مجموع ظرفیت نصب‌شده به حدود ۵۱۴۹ گیگاوات رسید.

ایران نیز ظرفیت خورشیدی و بادی قابل توجهی دارد، اما فاصله میان ظرفیت بالقوه و زیرساخت عملیاتی هنوز بسیار زیاد است.

پس اگر قرار باشد خودروهای برقی در مقیاس میلیونی وارد ایران شوند، منطقی‌تر است ابتدا ظرفیت تولید برق، شبکه انتقال و توزیع، ذخیره‌سازی انرژی و تولید برق خورشیدی توسعه پیدا کند.

خودروی برقی باید آخر زنجیره اصلاح انرژی باشد، نه اولین حلقه آن.

شارژر؛ همان پمپ بنزین نیست

یکی از تفاوت‌های بنیادین خودرو برقی با خودرو بنزینی، ماهیت سوخت‌گیری است.

یک خودروی بنزینی را می‌توان در چند دقیقه سوخت‌گیری کرد و صدها کیلومتر دیگر رانندگی داشت. در مقابل، خودرو برقی برای شارژ کامل به زمان بسیار بیشتری نیاز دارد؛ البته فناوری‌های جدید فاصله را کاهش داده‌اند.

برای مثال، آژانس بین‌المللی انرژی گزارش می‌دهد شارژرهای بسیار سریع با توان ۱۵۰ کیلووات به بالا در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۰ درصد رشد کردند. در چین نیز فناوری‌های جدید امکان اضافه‌کردن صدها کیلومتر برد در چند دقیقه را فراهم کرده‌اند.

اما این فناوری یک هزینه پنهان دارد: شبکه برق.

یک شارژر سریع ۱۵۰ کیلوواتی به اندازه یک مصرف‌کننده کوچک خانگی برق نمی‌خواهد. حالا تصور کنید یک ایستگاه شارژ دارای چندین دستگاه ۱۵۰، ۲۵۰ یا ۳۵۰ کیلوواتی باشد. این ایستگاه به ترانسفورماتور، اتصال مناسب شبکه، مدیریت بار و تجهیزات حفاظتی نیاز دارد.

در ایران، ساخت چنین شبکه‌ای فقط مسئله خرید شارژر نیست. باید زمین، اتصال برق، تجهیزات وارداتی، تعمیرات، نرم‌افزار، پرداخت، استاندارد و تأمین قطعه نیز در دسترس باشد.

حتی کشورهای پیشرفته نیز برای توسعه شارژرهای پرقدرت با محدودیت شبکه روبه‌رو هستند. IEA تصریح می‌کند شارژرهای فوق‌سریع می‌توانند بار سنگینی بر شبکه تحمیل کنند و توسعه آن‌ها در برخی مناطق به ارتقای شبکه نیاز دارد.

بنابراین انتظار اینکه ایران صرفاً با واردات چند هزار خودرو و چند صد شارژر بتواند اکوسیستم خودرو برقی ایجاد کند، واقع‌بینانه نیست.

آپارتمان‌نشینی یک مشکل کمتر دیده‌شده است

بخش قابل توجهی از جذابیت خودرو برقی در کشورهای توسعه‌یافته به یک مزیت ساده وابسته است: شارژ در خانه.

مالک خودرو شب خودرو را پارک می‌کند، کابل را متصل می‌کند و صبح باتری آماده است.

اما در بسیاری از شهرهای ایران، مالک خودرو در آپارتمان زندگی می‌کند و جای پارک اختصاصی مجهز به برق ندارد. کابل‌کشی از طبقات به پارکینگ نیز همیشه امکان‌پذیر نیست.

در چنین شرایطی، مالک باید به شارژر عمومی وابسته باشد.

این موضوع یک تفاوت مهم ایجاد می‌کند. خودرو برقی برای فردی که ویلای شخصی یا پارکینگ اختصاصی با برق مناسب دارد، می‌تواند تجربه‌ای بسیار متفاوت از فردی داشته باشد که در یک ساختمان چندین واحدی زندگی می‌کند.

حتی IEA نیز تأکید دارد که شارژ خانگی همچنان محبوب‌ترین روش شارژ است، اما افرادی که به پارکینگ و شارژ خانگی دسترسی ندارند، برای استفاده گسترده از خودرو برقی به شبکه عمومی نیاز خواهند داشت.

در نتیجه، ساختار شهر و ساختمان در ایران مستقیماً روی امکان‌پذیری خودرو برقی اثر دارد.

گرمای ایران دشمن پنهان باتری است

ایران کشور سردی نیست. بخش بزرگی از جمعیت در مناطق گرم یا بسیار گرم زندگی می‌کنند و دمای تابستان در شهرهایی مانند اهواز، بندرعباس، بوشهر و بسیاری از نقاط جنوب و مرکز کشور می‌تواند بسیار بالا برود.

باتری‌های لیتیوم‌یونی نسبت به دمای بالا حساس هستند و سامانه مدیریت حرارتی باید بتواند دمای سلول‌ها را کنترل کند.

این مسئله فقط به عمر باتری مربوط نیست. در هوای بسیار گرم، سیستم تهویه مطبوع خودرو نیز انرژی بیشتری مصرف می‌کند. در نتیجه، برد واقعی خودرو می‌تواند نسبت به شرایط آزمایشگاهی کاهش پیدا کند.

این مسئله برای خودرویی که مثلاً روی کاغذ ۵۰۰ کیلومتر برد دارد، الزاماً به معنای برد ۵۰۰ کیلومتر در تمام شرایط ایران نیست.

البته نباید درباره این موضوع اغراق کرد. خودروهای مدرن برقی سیستم مدیریت حرارتی بسیار پیشرفته‌ای دارند و گرمای هوا به معنای نابودی سریع باتری نیست. داده‌های جدید حتی نشان می‌دهند باتری بسیاری از خودروهای برقی دوام بسیار مناسبی دارند؛ یک تحلیل بزرگ از صدها هزار تست باتری، حفظ حدود ۸۷ تا ۹۴ درصد ظرفیت اولیه پس از ۱۵۰ هزار کیلومتر را برای بسیاری از مدل‌ها نشان داده است.

بنابراین مشکل اصلی ایران «خراب‌شدن سریع باتری در گرما» نیست؛ مشکل، افزایش حساسیت هزینه و پیچیدگی سیستم حرارتی در بازاری است که خدمات تخصصی و قطعات آن محدود هستند.

باتری گران است؛ اما مشکل فقط قیمت باتری نیست

باتری گران‌ترین بخش بسیاری از خودروهای برقی است.

قیمت پک باتری در جهان طی سال‌های اخیر کاهش چشمگیری داشته و رقابت میان شرکت‌هایی مانند CATL و BYD نیز هزینه فناوری را پایین آورده است. IEA گزارش می‌دهد قیمت پک باتری در چین طی سال ۲۰۲۴ حدود ۳۰ درصد کاهش داشت؛ کاهش قیمت در اروپا و آمریکا حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد بود.

اما بازار ایران از این مزیت جهانی به‌طور کامل استفاده نمی‌کند.

تحریم، محدودیت انتقال پول، واردات قطعات، نبود نمایندگی رسمی بسیاری از برندها و دشواری تأمین قطعه باعث می‌شود هزینه واقعی مالکیت با قیمت جهانی خودرو قابل مقایسه نباشد.

فرض کنید یک خودروی برقی پس از چند سال نیاز به قطعه تخصصی سیستم مدیریت باتری، اینورتر، شارژر داخلی یا یک ماژول باتری پیدا کند. در بازار دارای نمایندگی رسمی، این اتفاق یک تعمیر تخصصی است؛ در بازار کم‌عمق ایران، ممکن است تبدیل به پروژه‌ای برای پیدا کردن قطعه، واردات، تعمیرکار متخصص و برنامه‌ریزی نرم‌افزاری شود.

ریسک اصلی باتری در ایران، فقط خرابی نیست؛ ریسک دسترسی به تعمیر و قطعه است.

تحریم، مسئله‌ای بزرگ‌تر از قطعه یدکی

خودروی برقی مدرن برخلاف بسیاری از خودروهای قدیمی، وابستگی زیادی به نرم‌افزار دارد.

مدیریت باتری، سامانه شارژ، سیستم‌های کمک‌راننده، به‌روزرسانی نرم‌افزاری، عیب‌یابی الکترونیکی و ارتباط میان واحدهای کنترل، همگی بخشی از تجربه مالکیت هستند.

در بازاری که شرکت سازنده حضور رسمی ندارد، پرسش مهم این است که اگر نرم‌افزار خودرو نیاز به به‌روزرسانی داشته باشد چه اتفاقی می‌افتد؟

اگر یک ماژول الکترونیکی خراب شود، آیا قطعه در بازار وجود دارد؟

اگر باتری نیاز به تعمیر تخصصی داشته باشد، چه تعداد مرکز توانایی تشخیص سلول معیوب و تعمیر پک را دارند؟

این‌ها سؤالاتی هستند که هنگام خرید خودرو بنزینی داخلی شاید کمتر اهمیت داشته باشند، اما در خودروهای برقی وارداتی می‌توانند تعیین‌کننده باشند.

چرا قیمت سوخت در ایران الزاماً مزیت بزرگی برای خودروی برقی نیست؟

یکی از مهم‌ترین دلایل اقتصادی محبوبیت خودرو برقی در جهان، هزینه پایین‌تر انرژی و نگهداری است.

اما ایران یک ویژگی غیرعادی دارد: بنزین بسیار ارزان‌تر از قیمت واقعی جهانی عرضه می‌شود.

از سوی دیگر، برق خانگی نیز در بسیاری از الگوهای مصرف، هزینه‌ای بسیار پایین‌تر از کشورهای اروپایی دارد.

در نتیجه، محاسبه اقتصادی خودرو برقی در ایران به شدت به نوع مصرف‌کننده و تعرفه وابسته است.

برای یک راننده شهری با دسترسی به شارژ خانگی، هزینه انرژی می‌تواند بسیار پایین باشد. اما فردی که به شارژ عمومی وابسته است، الزاماً چنین مزیتی ندارد.

از طرف دیگر، بازار خودرو ایران قیمت اولیه بسیار بالایی دارد. بنابراین ممکن است صرفه‌جویی ماهانه در انرژی برای جبران اختلاف قیمت خرید خودرو با یک مدل بنزینی اقتصادی، سال‌ها زمان نیاز داشته باشد.

این موضوع را باید با یک واقعیت دیگر کنار هم گذاشت: مصرف بنزین ایران بسیار بالاست. طبق داده‌های منتشرشده در اوایل سال ۲۰۲۵، متوسط مصرف بنزین کشور در سال جاری به حدود ۱۲۴ میلیون لیتر در روز رسیده بود؛ رقمی که نسبت به دوره مشابه قبل حدود ۷.۴ درصد افزایش داشت.

بنابراین ایران واقعاً به کاهش مصرف بنزین نیاز دارد، اما خودروی برقی تنها راه‌حل ممکن نیست.

جدول مقایسه؛ خودرو برقی در ایران و بازارهای توسعه‌یافته

عاملبازارهای توسعه‌یافتهشرایط ایران
شارژ خانگیبسیار رایجمحدودتر، مخصوصاً در آپارتمان‌ها
شارژ سریعشبکه گستردهپوشش محدود
برق شبکهپایدارتر و مدیریت‌شده‌ترناترازی و فشار در اوج مصرف
خدمات تخصصیشبکه رسمی نمایندگیمحدود برای بسیاری از برندها
تأمین قطعاتزنجیره تأمین مشخصوابسته به واردات و بازار غیررسمی
بازار دست‌دومدر حال بلوغکم‌عمق و پرریسک
قیمت خریددر بسیاری از بازارها رو به کاهشبرای واردات همچنان سنگین
شرایط اقلیمیوابسته به کشورگرمای شدید در بخش بزرگی از ایران
تأمین انرژیترکیب متنوع‌تروابستگی قابل توجه به سوخت‌های فسیلی
ریسک تحریمپایین یا محدودبسیار بالا
امکان تعمیر باتریمراکز تخصصی متعددمراکز محدود
مدیریت شارژ هوشمنددر حال توسعهبسیار محدود

آیا خودرو برقی برای همه ایرانی‌ها نامناسب است؟

اینجا باید از یک نتیجه‌گیری افراطی دوری کرد.

اینکه بگوییم «خودروی برقی اصلاً به درد ایران نمی‌خورد» از نظر فنی دقیق نیست.

برای بعضی کاربران ایرانی، خودرو برقی حتی می‌تواند انتخاب بسیار خوبی باشد.

فردی که در خانه پارکینگ اختصاصی دارد، روزانه مسیر مشخصی را طی می‌کند، به شارژ شبانه دسترسی دارد و عمده استفاده او درون‌شهری است، می‌تواند از مزایای خودرو برقی استفاده کند.

خودروی برقی در چنین شرایطی مصرف انرژی پایین، شتاب مناسب، سرویس مکانیکی کمتر و رانندگی آرام‌تری ارائه می‌دهد.

اما شرایط برای راننده‌ای که مرتب بین شهرها سفر می‌کند، پارکینگ اختصاصی ندارد، در شهری با زیرساخت شارژ ضعیف زندگی می‌کند یا به خدمات رسمی برند دسترسی ندارد، کاملاً متفاوت است.

بنابراین مشکل اصلی، خودرو برقی نیست؛ عدم تطابق میان خودرو و زیرساخت زندگی مالک است.

خودروهای هیبریدی شاید نسخه منطقی‌تری برای ایران باشند

اگر هدف اصلی کاهش مصرف بنزین باشد، لزوماً نباید مستقیماً از موتور بنزینی به خودروی تمام‌برقی حرکت کرد.

خودروهای هیبریدی و به‌خصوص هیبریدهای غیرقابل شارژ، می‌توانند یک راه میانی باشند.

در خودرو هیبریدی، موتور احتراقی همچنان وجود دارد، اما موتور الکتریکی در شرایطی مانند حرکت شهری، شروع حرکت و کاهش سرعت وارد مدار می‌شود. سیستم نیز بخشی از انرژی ترمز را بازیابی می‌کند.

مزیت این فناوری برای ایران روشن است:

راننده همچنان به شبکه شارژ عمومی وابسته نیست.

در سفرهای جاده‌ای نیز مسئله برد و دسترسی به برق مانند خودروی تمام‌برقی وجود ندارد.

از طرف دیگر، مصرف سوخت یک خودروی هیبریدی مناسب می‌تواند به شکل قابل توجهی کمتر از خودروهای بنزینی سنتی باشد.

برای کشوری که هنوز زیرساخت شارژ گسترده ندارد اما با مصرف بالای بنزین مواجه است، هیبرید می‌تواند در کوتاه‌مدت راه‌حل واقع‌بینانه‌تری باشد.

یک اشتباه مهم: مقایسه ایران با چین

گاهی در بحث خودروهای برقی، تصاویر خیابان‌های چین یا اروپا منتشر می‌شود و این سؤال مطرح می‌شود که چرا ایران نمی‌تواند همان مسیر را طی کند.

پاسخ ساده است: چین فقط خودرو برقی تولید نکرده؛ یک اکوسیستم کامل ساخته است.

در چین، زنجیره تأمین باتری، تولید سلول، تولید موتور، الکترونیک قدرت، شارژر، نرم‌افزار و شبکه فروش در مقیاس عظیم فعالیت می‌کند.

IEA گزارش می‌دهد چین در سال ۲۰۲۴ بیش از ۱۱ میلیون خودروی برقی فروخت و تقریباً نیمی از فروش خودروهای جدید این کشور برقی بود.

این حجم بازار به خودروساز اجازه می‌دهد هزینه فناوری را پایین بیاورد، قطعه تولید کند، شبکه خدمات ایجاد کند و قیمت خودرو را کاهش دهد.

ایران نمی‌تواند صرفاً با واردات خودرو، نتیجه‌ای مشابه چین ایجاد کند.

اگر قرار است خودرو برقی در ایران موفق باشد، باید زنجیره آن نیز در ایران شکل بگیرد.

نسخه درست برای ایران چیست؟

راه منطقی الزاماً توقف خودروهای برقی نیست؛ اتفاقاً برعکس، ایران به برقی‌سازی حمل‌ونقل نیاز دارد، اما باید با اولویت‌های درست جلو برود.

نخست باید تولید برق و شبکه توزیع تقویت شود. پس از آن، شارژرهای شهری و جاده‌ای باید با استاندارد مشخص توسعه پیدا کنند.

در مرحله بعد، ایجاد مراکز تعمیر باتری و الکترونیک قدرت اهمیت زیادی دارد. هم‌زمان باید بازار قطعات و خدمات پس از فروش شکل بگیرد.

خودروهای برقی نیز بهتر است ابتدا در بخش‌هایی وارد شوند که بیشترین توجیه اقتصادی را دارند؛ تاکسی‌ها، ناوگان شهری، خودروهای سازمانی، اتوبوس‌ها و خودروهای پُرکارکرد.

این بخش‌ها برخلاف خودرو شخصی، روزانه کیلومتر زیادی طی می‌کنند و صرفه‌جویی انرژی در آن‌ها سریع‌تر هزینه فناوری را جبران می‌کند.

از طرف دیگر، شارژ ناوگان در پایانه مشخص بسیار ساده‌تر از مدیریت میلیون‌ها خودروی شخصی در پارکینگ‌های پراکنده است.

خودرو برقی بد نیست، ایران هنوز آماده آن نیست

عنوان «چرا خودروی برقی به درد ایران نمی‌خورد؟» شاید در نگاه اول حکم قطعی به نظر برسد، اما واقعیت پیچیده‌تر است.

خودروی برقی از نظر مهندسی محصولی بسیار کارآمد است. موتور الکتریکی بازده بالایی دارد، سرویس مکانیکی آن ساده‌تر است و در استفاده شهری می‌تواند هزینه انرژی پایینی داشته باشد.

مشکل ایران جای دیگری است.

کشور با ناترازی برق، محدودیت زیرساخت شارژ، آپارتمان‌نشینی، تحریم، ضعف خدمات تخصصی، دشواری تأمین قطعات، قیمت بالای خودرو و بازار دست‌دوم کم‌عمق روبه‌رو است.

از طرف دیگر، مصرف بنزین کشور آن‌قدر بالاست که ادامه وضعیت فعلی نیز منطقی نیست. بنابراین حذف ایده خودروهای برقی هم راه‌حل مناسبی نیست.

راهکار واقعی احتمالاً یک مسیر ترکیبی است: هیبرید در کوتاه‌مدت، توسعه زیرساخت برق و شارژ در میان‌مدت و حرکت تدریجی به سمت خودروهای تمام‌برقی در بلندمدت.

خودروی برقی زمانی برای ایران به یک انتخاب عمومی و منطقی تبدیل می‌شود که مالک خودرو هنگام خرید، فقط به برد و شتاب نگاه نکند؛ بلکه مطمئن باشد در خانه یا محل کار امکان شارژ دارد، شبکه برق توان پاسخ‌گویی دارد، در سفر جاده‌ای شارژر قابل اعتماد پیدا می‌کند، باتری پس از چند سال قابل تعمیر است و قطعه مورد نیازش در چند ماه سرگردان نمی‌ماند.

پس مسئله این نیست که خودروی برقی به درد ایران نمی‌خورد؛ مسئله این است که وارد کردن خودرو برقی بدون وارد کردن زیرساخت، اقتصاد و خدماتی که آن خودرو به آن وابسته است، می‌تواند یک فناوری مدرن را به تجربه‌ای پرهزینه برای مصرف‌کننده ایرانی تبدیل کند.

دسته بندی ها: دانش خودرو عناوین روز
برچسب ها:
نویسنده: خودروم

ثبت دیدگاه

لطفا جهت پاسخ دهی به دیدگاه خود از زبان فارسی استفاده نمایید.