
هفتمین نمایشگاه خودرو تهران در حالی از ۲۳ تا ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ در شهر آفتاب برگزار میشود که میان خودروهای چندمیلیاردتومانی غرفهها و جیب بخش بزرگی از مردم، فاصلهای شکل گرفته که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
هفتمین نمایشگاه بینالمللی خودرو تهران بالاخره پس از ماهها تأخیر به شهر آفتاب میرسد؛ رویدادی که قرار است میزبان خودروسازان، مونتاژکاران، واردکنندگان و مجموعههای مختلف صنعت خودرو باشد. بر اساس آخرین اطلاعات منتشرشده، حضور حدود ۳۵ گروه خودرویی برای این دوره اعلام شده و برگزارکنندگان از استفاده از تمام ظرفیت قابل واگذاری شهر آفتاب، فضای تست خودرو، رونمایی محصولات و برنامههای تخصصی سخن میگویند.
روی کاغذ، همه چیز برای یک نمایشگاه بزرگ مهیا است. سالنهای بزرگ، برندهای متعدد، خودروهای وارداتی، مدلهای جدید، خودروهای لوکس و محصولاتی که در سالهای گذشته حتی تصور حضورشان در بازار ایران دشوار بود.
اما یک پرسش ساده وجود دارد: این نمایشگاه برای چه کسی است؟
برای مصرفکنندهای که باید خودرو بخرد یا برای تماشاگرانی که فقط میتوانند خودروها را ببینند؟
این پرسش، مهمترین نقطه ضعف هفتمین نمایشگاه خودرو تهران است. مسئله این نیست که خودروهای گرانقیمت نباید در نمایشگاه حضور داشته باشند. مسئله این است که نمایشگاه خودرو در اقتصادی برگزار میشود که فاصله میان قیمت خودرو و درآمد خانوار، به سطحی رسیده که حتی خودروهای به اصطلاح اقتصادی نیز برای بخش بزرگی از جامعه کالایی سرمایهای و دور از دسترس به شمار میآیند.
نمایشگاهی بزرگتر از قدرت خرید مردم
هفتمین نمایشگاه خودرو تهران قرار بود در بهمن ۱۴۰۴ برگزار شود، اما برنامه اولیه به تعویق افتاد و زمان برگزاری به شهریور ۱۴۰۵ منتقل شد. حالا قرار است نمایشگاه از ۲۳ تا ۲۶ شهریور در شهر آفتاب میزبان بازدیدکنندگان باشد و یک روز پیش از افتتاح عمومی نیز برای رسانهها در نظر گرفته شده است.
از نظر ابعاد، این دوره حتی جاهطلبانه به نظر میرسد. برگزارکنندگان از حضور ۳۵ گروه خودرویی و استفاده از تمام فضای قابل واگذاری مجموعه شهر آفتاب سخن میگویند. چهار فضای اختصاصی نیز برای تست خودرو در نظر گرفته شده و حتی برنامه تست آفرود برای برخی محصولات سنگین در دستور کار قرار دارد.
این اعداد جذاب هستند؛ اما تعداد غرفهها، وسعت سالنها و تعداد خودروهای حاضر، به تنهایی معیار موفقیت یک نمایشگاه خودرو نیست.
نمایشگاه خودرو زمانی برای بازار ارزش واقعی دارد که میان محصول عرضهشده و مشتری بالقوه ارتباط برقرار کند.
در غیر این صورت، نمایشگاه تبدیل به یک ویترین عظیم میشود؛ ویترینی که هرچه زیباتر باشد، گاهی فقط فاصله میان مردم و کالای داخل آن را بیشتر به رخ میکشد.
مشکل اصلی، خودروهای گران نیستند
ممکن است انتقاد از حضور خودروهای گرانقیمت در نمایشگاه، در نگاه اول عجیب باشد.
بالاخره نمایشگاه خودرو باید محل نمایش فناوری، طراحی، برند و محصولات جدید باشد. حضور خودروهای لوکس و وارداتی نیز میتواند سطح کیفی رویداد را بالا ببرد.
بنابراین مسئله را نباید اینگونه ساده کرد که «چون مردم پول ندارند، خودرو گران نباید در نمایشگاه باشد».
مسئله جای دیگری است.
وقتی بخش مهمی از محصولات قابل توجه نمایشگاه در محدوده چند میلیارد تومان قیمت دارند، نمایشگاه دیگر فقط با یک مشکل قیمتی روبهرو نیست؛ بلکه با بحران ارتباط با مصرفکننده مواجه است.
برای نمونه، در بازار خودروهای وارداتی، قیمت برخی مدلها حتی در سال ۱۴۰۴ به محدوده ۳ تا ۸ میلیارد تومان رسیده بود. برای مزدا ۳ وارداتی قیمتهایی نزدیک به ۳٫۸ میلیارد تومان و برای مزدا CX-۳۰ حدود ۴٫۳۵ میلیارد تومان گزارش میشد. مدلهایی مانند تویوتا کمری، راو۴ و برخی محصولات کیا نیز به محدودههای بالاتر میرسیدند.
در سال ۱۴۰۵ نیز بازار خودرو همچنان با همین واقعیت روبهرو است؛ فهرست قیمتهای بازار نشان میدهد بسیاری از خودروهای وارداتی در محدوده چند میلیارد تومان معامله میشوند و برخی مدلها به ارقام بسیار بالاتر میرسند.
بنابراین وقتی بازدیدکننده وارد سالن میشود و پشت سر هم با خودروهایی مواجه میشود که قیمت آنها چند برابر ارزش خانه یا چندین برابر درآمد سالانه یک خانوار است، تجربه او دیگر صرفاً تجربه یک «خریدار خودرو» نیست.
او بیشتر شبیه بازدیدکننده یک نمایشگاه کالاهای لوکس است.
عددی که فاصله مردم و خودرو را نشان میدهد
برای فهم این فاصله، بهتر است به جای شعار، سراغ عدد برویم.
حداقل مزد روزانه کارگران در سال ۱۴۰۵ معادل ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان تعیین شده و حداقل مزد ماهانه نیز حدود ۱۶ میلیون و ۲۵۵ هزار تومان است.
حالا یک خودروی وارداتی ۳ میلیارد تومانی را در نظر بگیریم.
حتی اگر تمام حقوق پایه یک کارگر را، بدون هزینه مسکن، خوراک، درمان، حملونقل، آموزش، پوشاک و سایر هزینههای زندگی، کنار بگذارد، خرید چنین خودرویی به بیش از ۱۵ سال درآمد پایه نیاز دارد.
برای خودروهای ۵ یا ۷ میلیارد تومانی، این فاصله دیگر فقط یک اختلاف قیمت نیست؛ به یک شکاف اقتصادی تبدیل میشود.
جدول زیر تصویر سادهای از این فاصله ارائه میدهد:
| شاخص | رقم تقریبی |
|---|---|
| حداقل مزد ماهانه ۱۴۰۵ | حدود ۱۶٫۳ میلیون تومان |
| قیمت نمونه یک خودروی وارداتی | حدود ۳ میلیارد تومان |
| نسبت قیمت خودرو به یک ماه حداقل مزد | حدود ۱۸۴ برابر |
| قیمت خودروی وارداتی ۵ میلیارد تومانی | حدود ۳۰۷ برابر حداقل مزد ماهانه |
| قیمت خودروی وارداتی ۷ میلیارد تومانی | حدود ۴۳۰ برابر حداقل مزد ماهانه |
این محاسبه البته هزینههای زندگی را در نظر نمیگیرد؛ بنابراین حتی همین اعداد نیز تصویر خوشبینانهای از قدرت خرید ارائه میدهند.
در چنین شرایطی، نمایش خودروهای گرانقیمت ایرادی ندارد؛ اما ادعای اینکه این محصولات بخش اصلی «بازار مصرف» را نمایندگی میکنند، نیازمند توضیح است.
نمایشگاه خودرو یا نمایشگاه آرزوها؟
یکی از تجربههای واقعی و تکرارشونده مخاطب ایرانی در بازار خودرو، نگاه کردن به خودروهایی است که توان خرید آنها وجود ندارد.
این تجربه برای بسیاری از مردم دیگر عجیب نیست.
در خیابان، خودروهای وارداتی را میبینند. در شبکههای اجتماعی، بررسی و تست آنها را تماشا میکنند. همچنین در سایتهای خودرویی، مشخصات فنی و امکانات آنها را میخوانند و در نهایت وقتی قیمت را میبینند، موضوع از «خرید» به «تماشا» تغییر میکند.
نمایشگاه میتواند همین چرخه را تشدید کند.
بازدیدکننده وارد سالن میشود، پشت فرمان یک خودرو مینشیند، نمایشگر بزرگ آن را نگاه میکند، کیفیت صندلی را لمس میکند، عکس میگیرد و چند دقیقه بعد از غرفه بیرون میآید.
اما آیا فروشنده توانسته او را به مشتری تبدیل کند؟
در بسیاری از موارد پاسخ منفی است.
اینجاست که عنوان «نمایشگاه خودرو» کمی گمراهکننده میشود. اگر مخاطب عمدتاً امکان خرید ندارد، نمایشگاه بیشتر به یک رویداد رسانهای، تبلیغاتی و سرگرمی تبدیل میشود تا محل اتصال واقعی عرضه و تقاضا.
این موضوع الزاماً بد نیست، اما باید صادقانه پذیرفت که کارکرد آن تغییر کرده است.
وقتی حتی خودروی اقتصادی هم دیگر اقتصادی نیست
بحران فقط به خودروهای وارداتی محدود نمیشود.
در سالهای گذشته واژه «خودروی اقتصادی» در ایران معنای خود را از دست داده است. خودروهایی که زمانی برای قشر متوسط طراحی میشدند، اکنون گاهی با قیمتهایی عرضه میشوند که خرید آنها برای یک خانواده معمولی نیازمند سالها پسانداز است.
گزارشهای اقتصادی نیز از کاهش جدی قدرت خرید خانوار حکایت دارند. بر اساس تحلیلی که با استناد به دادههای اقتصادی منتشر شده، درآمد واقعی خانوارهای شهری در سال ۱۴۰۴ نسبت به سال ۱۴۰۰ حدود ۴۴ درصد کاهش یافته، در حالی که قیمت متوسط خودروهای داخلی رشد بسیار بیشتری را تجربه کرده است.
این یعنی بازار خودرو از دو طرف تحت فشار قرار دارد.
از یک طرف، قیمت خودرو بالا میرود.
از طرف دیگر، توان خرید مصرفکننده پایین میآید.
حاصل این دو روند، بازاری است که در آن «نیاز به خودرو» همچنان وجود دارد اما «توان خرید خودرو» روزبهروز کمتر میشود.
هفتمین نمایشگاه خودرو تهران دقیقاً در مرکز همین تناقض قرار گرفته است.
واردات خودرو؛ آزادی انتخاب یا کالای لوکس؟
یکی از نقاط قوت ظاهری نمایشگاه امسال، تنوع خودروهای وارداتی است.
شرکتهایی مانند هرمس خودرو، نامی خودرو، آفتاب خودرو، معین خودرو و مجموعههای دیگر در فهرست مشارکتکنندگان قرار دارند و انتظار میرود محصولات متنوعی از برندهای خارجی در نمایشگاه حاضر باشند.
این اتفاق از منظر تنوع بازار مثبت است.
مصرفکننده ایرانی سالها از تنوع واقعی خودرو محروم بود. ورود دوباره برندهای خارجی میتواند رقابت را افزایش دهد، سطح فناوری را بالا ببرد و حتی خودروسازان داخلی و مونتاژکاران را تحت فشار قرار دهد.
اما یک شرط مهم وجود دارد: واردات باید به افزایش دسترسی مصرفکننده منجر شود، نه فقط افزایش تعداد خودروهای لوکس در ویترینها.
اگر خودروی وارداتی به محصولی چند میلیارد تومانی تبدیل شود که فقط بخش کوچکی از جامعه امکان خرید آن را دارد، اثر آن بر زندگی مصرفکننده عادی بسیار محدود خواهد بود.
در چنین شرایطی، واردات از منظر بازار اتفاق مثبتی است، اما از منظر عدالت دسترسی، هنوز فاصله زیادی با هدف مطلوب دارد.
تعرفه و هزینههای جانبی؛ قیمت روی برچسب پایان ماجرا نیست
یکی از دلایل فاصله قیمت خودرو در ایران با قیمت جهانی، تنها قیمت کارخانه یا قیمت فوب خودرو نیست.
حقوق ورودی، مالیات، عوارض، هزینه حمل، بیمه، شمارهگذاری، هزینههای تجاری و نوسانات نرخ ارز در قیمت نهایی نقش دارند. جزئیات مقررات واردات خودرو در سال ۱۴۰۵ نیز نشان میدهد هزینههای جانبی و مالیاتی همچنان بخش مهمی از فرآیند ورود خودرو به کشور هستند.
به همین دلیل، نمایش یک خودروی خارجی در سالن نمایشگاه الزاماً به معنای دسترسی سریع و ارزان مصرفکننده به همان خودرو نیست.
ممکن است خودرو از نظر قیمت جهانی محصولی متوسط باشد، اما پس از عبور از زنجیره واردات و هزینههای داخلی، در بازار ایران به یک کالای چند میلیارد تومانی تبدیل شود.
در چنین وضعیتی، نمایشگاه نباید فقط درباره «چه خودرویی وارد میشود» صحبت کند.
پرسش مهمتر این است که:
این خودرو با چه قیمتی و برای چه گروهی از مردم قابل دسترس خواهد بود؟
جای خالی خودروهای واقعاً مردمی
اگر قرار باشد نمایشگاه خودرو به یک رویداد اثرگذار برای بازار تبدیل شود، یک چیز بیش از هر چیز اهمیت دارد: حضور محصولاتی که مردم واقعاً امکان خرید آنها را دارند.
نه لزوماً خودروهای ارزان.
بلکه خودروهایی که نسبت قیمت آنها با درآمد جامعه منطقیتر باشد.
در نمایشگاه امسال، توجه زیاد به خودروهای جدید، وارداتی، برقی، هیبریدی و محصولات لوکس قابل انتظار است. اما جای خودروهایی که بتوانند نیاز روزمره خانوارهای متوسط را پاسخ دهند، همچنان مسئلهای جدی است.
خانوادهای که برای رفتوآمد روزانه به خودرو نیاز دارد، الزاماً به نمایشگر بزرگ، ماساژور صندلی، سیستم صوتی چند بلندگو یا شتاب صفر تا صد فوقالعاده نیاز ندارد.
او خودرویی میخواهد که قیمت قابل تحمل، مصرف منطقی، قطعات در دسترس، تعمیرپذیری مناسب و خدمات پس از فروش واقعی داشته باشد.
این همان بخشی است که نمایشگاههای خودرو در ایران کمتر درباره آن حرف میزنند.
تستدرایو؛ شاید واقعیترین بخش نمایشگاه
با تمام این انتقادها، هفتمین نمایشگاه خودرو تهران یک نقطه مثبت مهم دارد و آن، تمرکز بر تجربه مستقیم خودرو است.
بر اساس برنامه اعلامشده، چهار فضای مجزا برای تست خودرو در نظر گرفته شده است. گروههایی مانند ماموت و نامی خودرو نیز در این بخش حضور خواهند داشت و برای محصولات سنگین، برنامههای آفرود نیز در نظر گرفته شده است.
این بخش میتواند نمایشگاه را از یک سالن پر از خودرو به یک رویداد واقعیتر تبدیل کند.
چرا؟
چون مشخصات فنی را همه جا میتوان خواند.
اسبی که روی کاغذ نوشته میشود، برای مصرفکننده قابل لمس نیست.
اما فرمانپذیری، ترمز، شتاب، دید، کیفیت سواری، عملکرد گیربکس و ارگونومی کابین، در تجربه رانندگی معنا پیدا میکند.
اگر تستدرایو به شکل حرفهای، عادلانه و بدون تبلیغات اغراقآمیز اجرا شود، ارزش آن برای مصرفکننده بسیار بیشتر از دهها بروشور تبلیغاتی خواهد بود.
نمایشگاه باید آینه بازار باشد، نه پردهای روی بحران
یک نمایشگاه موفق الزاماً نمایشگاهی نیست که گرانترین خودروها را کنار هم قرار دهد.
نمایشگاه موفق، تصویری واقعی از صنعت و بازار ارائه میکند.
اگر بازار ایران با کاهش قدرت خرید، تورم، نوسان ارز، کمبود نقدینگی خانوار و افزایش قیمت خودرو مواجه است، نمایشگاه نیز باید این واقعیت را منعکس کند.
حتی میتوان گفت یک نمایشگاه حرفهای باید جایی برای پاسخ به همین بحرانها داشته باشد.
چرا قیمت خودرو در ایران اینقدر بالا است؟
چه سهمی از قیمت نهایی مربوط به خودرو، چه سهمی مربوط به واردات و چه سهمی مربوط به هزینههای داخلی است؟
خودروهای وارداتی دقیقاً با چه سازوکاری قیمتگذاری میشوند؟
قطعات آنها از چه مسیری تأمین خواهد شد؟
خدمات پس از فروش چگونه خواهد بود؟
هزینه نگهداری سالانه آنها چقدر است؟
ارزش فروش دستدوم آنها چگونه تعیین میشود؟
این پرسشها برای مصرفکننده ایرانی بسیار مهمتر از تعداد LEDهای روی غرفههاست.
صنعت خودرو نمیتواند فقط برای ثروتمندان ویترین بسازد
اگر قرار باشد هفتمین نمایشگاه خودرو تهران را از منظر صنعت بررسی کنیم، نباید نقش مثبت آن را انکار کرد.
حضور برندهای مختلف، افزایش تنوع، نمایش فناوریهای تازه، ورود محصولات جدید، توسعه واردات و رقابت میان عرضهکنندگان، همه میتوانند برای بازار مفید باشند.
اما صنعت خودرو زمانی رشد واقعی دارد که مشتری واقعی نیز در مرکز آن قرار گیرد.
بازاری که در آن تعداد خودروهای قابل انتخاب زیاد باشد اما بخش بزرگی از مردم قدرت خرید نداشته باشند، هنوز بازار سالمی نیست.
تنوع بدون دسترسی، فقط تنوع ویترین است.
فناوری بدون توان خرید، تبدیل به تماشا میشود.
و نمایشگاه بدون مشتری بالقوه، آرامآرام از یک رویداد تجاری به یک صحنه تبلیغاتی تبدیل میشود.
هفتمین نمایشگاه خودرو تهران؛ یک ویترین زیبا برای بازاری بیمار
شاید بهترین توصیف برای هفتمین نمایشگاه خودرو تهران همین باشد: ویترینی زیبا برای بازاری بیمار.
در یک طرف سالن، خودروهایی قرار دارند که از نظر طراحی، فناوری و امکانات فاصله زیادی با محصولات سنتی بازار ایران دارند.
در طرف دیگر، مردمی ایستادهاند که حتی خرید برخی خودروهای داخلی نیز برایشان به یک تصمیم سنگین مالی تبدیل شده است.
این تضاد، محصول نمایشگاه نیست.
نمایشگاه فقط آن را عریانتر میکند.
مشکل اصلی را باید در اقتصاد کلان، تورم، کاهش قدرت خرید، سیاستهای واردات، نرخ ارز، ساختار هزینهها و سالها ضعف رقابت در صنعت خودرو جستوجو کرد.
به همین دلیل، حمله به برگزارکننده یا واردکننده برای نمایش خودروهای گرانقیمت، راهحل نیست.
اتفاقاً واردکننده حق دارد بهترین محصولات قابل عرضه خود را نمایش دهد.
پرسش اصلی متوجه ساختاری است که میان درآمد مردم و قیمت خودرو چنین فاصله بزرگی ایجاد کرده است.
آیا رفتن به نمایشگاه خودرو تهران ارزش دارد؟
برای کسی که صرفاً قصد خرید فوری خودرو دارد، پاسخ به وضعیت مالی او بستگی دارد.
اما برای علاقهمند خودرو، خبرنگار، فعال بازار، فروشنده، تعمیرکار یا کسی که میخواهد روند آینده بازار را ببیند، هفتمین نمایشگاه خودرو تهران میتواند اطلاعات مهمی به همراه داشته باشد.
از روی غرفهها میتوان فهمید کدام برندها روی بازار ایران حساب باز کردهاند.
از روی خودروهای وارداتی میتوان جهت سیاست واردات را حدس زد.
همچنین از روی فناوریهای حاضر میتوان فاصله ایران با بازارهای جهانی را مشاهده کرد.
و از روی قیمتها نیز میتوان یک واقعیت تلخ را دوباره دید: بازار خودرو ایران بیش از آنکه مشکل کمبود محصول داشته باشد، با مشکل کمبود قدرت خرید روبهرو است.
جمعبندی؛ نمایشگاهی که بیش از خودرو، وضعیت اقتصاد ایران را نشان میدهد
هفتمین نمایشگاه خودرو تهران در شهریور ۱۴۰۵ با ۳۵ گروه خودرویی، حضور گسترده شرکتهای داخلی و واردکنندگان و برنامههایی مانند تستدرایو برگزار میشود.
از منظر صنعت، این اتفاق میتواند مثبت باشد.
تنوع بیشتر خودرو، حضور برندهای خارجی، رقابت میان واردکنندگان و نمایش فناوریهای جدید، همگی اتفاقهایی هستند که بازار ایران به آنها نیاز دارد.
اما از منظر مصرفکننده، ماجرا پیچیدهتر است.
وقتی حداقل مزد ماهانه حدود ۱۶ میلیون تومان است و خودروهای وارداتی چند میلیارد تومان قیمت دارند، فاصله میان «محصول موجود» و «محصول قابل خرید» به یک شکاف بزرگ تبدیل میشود.
بنابراین هفتمین نمایشگاه خودرو تهران را میتوان از دو زاویه دید.
از زاویه اول، نمایشگاهی بزرگ با خودروهای جدید، برندهای متنوع، فناوریهای تازه و غرفههای پرزرقوبرق است.
از زاویه دوم، تصویری بزرگشده از اقتصادی است که در آن مردم خودرو میخواهند اما پول خرید آن را ندارند.
شاید همین تضاد، مهمترین پیام نمایشگاه امسال باشد.
در ایران امروز، مشکل این نیست که خودرو برای نمایش وجود ندارد؛ مشکل این است که خودرو برای خرید، بیش از حد دور از دسترس مردم قرار گرفته است.
و اگر نمایشگاه خودرو قرار است آینه صنعت باشد، بهتر است این واقعیت را هم در قاب خود نشان دهد؛ حتی اگر تصویر چندان زیبا نباشد.














